باغ های رسمی فرانسوی یا همونJardin à la française ؛ سبکی از باغسازیه که بر مبنای طراحی هندسی و ایجاد نظم در طبیعت ساخته می شه. نمونه ی خوب و کامل از باغ های فرانسوی را می تونیم باغ های ورسای بدونیم که در قرن هفدهم میلادی و به وسیله ی طراح منظر آندره لونوتر و برای لویی چهاردهم طراحی شد. . غالبیت فرهنگی فرانسه در اروپا در اوایل قرن 18 ام باعث شد تا سبک باغ سازی ورسای به عنوان مدلی جهانی برای ساخت باغ های سلطنتی باشه. به خاطر همین به شکل گسترده ای در سایر بخش های دنیا خصوصا در اروپا هم کپی برداری شد.
اما بریم و تاریخچه ی شکل گیری این باغ ها رو بررسی کنیم:
“اگه میخواهید راجع به باغ های ورسای و طراح معروف اون یعنی آندره لونوتر و همینطور شخصیت جالب لویی چهاردهم بدونید؛ میتونین به اپیزود ششم و هفتم از پادکست سبزپری گوش بدید.”
باغ های فرانسوی شکل تکامل یافته ی باغ رنسانس فرانسوی هستند؛ سبکی که بوسیله ی باغ های رنسانس ایتالیایی در اوایل قرن شانزدهم الهام گرفته بود. حملات فرانسه به ایتالیا در اواخر قرن 16 ام و اوایل قرن 17 ام میلادی، باعث شد تا فرانسوی ها با اصطلاح “باغ ایتالیایی” آشنا بشن. باغ های رنسانس ایتالیایی بوسیله ی باغ های بوبولی در فلورانس و ویلای مدیسی در فیزوله و با استفاده از باغچه بندی ها یا پارتیرها، که در اشکال هندسی ایجاد و بوسیله ی الگوهای متقارن پیادهسازی می شدند؛ شناخته میشن. اونها همچنین از فواره ها و آبشارهای مصنوعی برای ایجاد پویایی و حرکت در باغ و از پله ها و سطوح شیبدار برای اینکه سطوح غیر هم ارتفاع باغ رو به هم متصل کنند؛ استفاده می کردند. لابیرنت ها و غارهای کوچک دست ساخت و مجسمه های فراوان با تصاویری از اسطوره های روم و یونان باستان هم جزء این سبک باغ سازیه. این باغ ها برای اینکه نظم و هماهنگی رو به نمایش بگذارند ایجاد شدند؛ که این تصویری ایده ال از دوره ی رنسانس و یادآور ویژگی های مثبت تمدن روم باستان بود. علاوه بر این، تقارن باغ های فرانسوی ادامه ی تم هارمونی رنسانی بوده. باغ های فرانسوی متقارن بودن و به خوبی نگه داری می شدن که این نظم رو به خوبی در این باغ ها به نمایش میگذاشت و این ایده ی نظم حتی به جامعه ی فرانسوی در این زمان رسید.
شارل هشتم در سال 1495 بعد از اینکه باغ ها و قصرهای ناپلز رو دید؛ طراحهای باغ خودش مثل پاچلو دو مرکونیانو Pacello da Mercogliano رو از ناپولی(ایتالیا) با خودش آورد و بهشون دستور ساخت باغ ایتالیایی رو در کاخ های گِیا (Château Gaillard) و دومبواز (Château d’Amboise) داد. جانشین اون یعنی هِنری دوم، پادشاهی که به ایتالیا سفر کرد و لئوناردو داوینچی رو ملاقات کرد، یک باغ به سبک ایتالیایی نزدیک کاخ دومبواز ساخت. پادشاه فِرانسیس اول در سال 1528 باغ های جدیدی را در کاخ فونتن بولو (Château de Fontainebleau) ایجاد کرد که بوسیله ی فواره ها و پارتیرها شناخته میشد. و همچنین یک جنگل از درختان کاج که از پروانس(ناحیه ای در جنوب شرقی فرانسه) آورده شده بود درست کرد و اولین غار کوچک دست ساز هم در فرانسه در این باغ اجرا شد. کاخ شونسو (Château de Chenonceau) دو باغ با شکل طراحی جدیدی داشت. یکی از اون ها برای دیان دوپوئتی (Diane de Poitiers) در سال 1551 و یکی دیگه از اون ها برای کاترین دومدیچی (Catherine de’ Medici)در سال 1560 ساخته شد. در سال 1536 معماری به نام فیلیبرت دولورمه(Philibert de l’Orme)، پس از بازگشت خود از رم، باغ های کاخ آنه(Château d’Anet) را متاثر از اصل تناسب ایتالیایی ایجاد کرد. هارمونی بسیار دقیق باغ های آنه همراه با پارتیرها و سطوحی از آب که با فضاهایی از گیاهان ادغام شده بود؛ به عنوان یکی از ابتداییترین و تاثیرگذارترین نمونه های باغ کلاسیک فرانسوی بود.
در حالیکه باغ های رنسانسی فرانسه از لحاظ ظاهری و روح طراحی بسیار متفاوت از باغهای دوران قرون وسطی ای بود؛ اما همچنان با معماری کاخ ها یا همان شاتوها ادغام نشده بود و عموما بوسیله ی دیوارها محصور بود. در طراحی باغ ها به سبک فرانسوی، کاخ یا خانه باید به عنوان نقطه ی مرکزی و مهم دید درنظر گرفته میشد. بخش های مختلف باغ به شکل هماهنگی به هم متصل نبودند و بیشتر در فضاهایی که برای اجرای ساختمان ها سخت بودند و دارای شیبهای نسبتا تندی بودند؛ انتخاب میشدند که این کار با هدف زیبایی شناسانه نبود بلکه برای فرار از این موانع طراحی انتخاب میشدند. تا اینکه در اواسط قرن هفدهم اولین نوع باغ واقعا فرانسوی با نام معروف Jardin à la française شکل گرفت.
وُله ویکومت (Vaux-le-Vicomte)
اولین نمونه از باغ های فرانسوی در سال 1656 و در کاخ وله ویکومت و برای نیکولاس فوکه (Nicolas Fouquet) سرپرست مالی لویی چهاردهم ایجاد شد.فوکه از لویی له وو(Louis Le Vau) خواست تا طراحی این کاخ را بر عهده بگیرد. شارل لوبقان (Charles Le Brun)طراحی مجسمه ها برای باغ و آندره لونوتر (André Le Nôtre) طراحی و ساخت باغ را انجام دادند. این برای اولین بار بود که کاخ و باغ به شکل فوقالعاده و کاملی در هم ادغام شده بودند. منظره ی عظیم 1500 متری که از خود کاخ شروع میشد و تا مجسمه ی هرکول میرسد و فضاها با استفاده از پارتیرها و درختچه های همیشه سبز با الگوهای زینتی و زیبا پر می شد و با ماسه های رنگی مرز داده میشد و مسیرهای میان این فضاها بوسیله ی الگوی منظمی از مجسمه ها، فواره ها و حوضچه ها و گیاهان با دقت توپیاری شده پر شده بودند. تقارن این باغ به حدی بسیار عالی به نمایش گذاشته شده بود. یکپارچگی که به ندرت در باغ سازی کلاسیک می توان دید.کاخ یا شاتو در مرکز این سازمان دهی فضایی دقیق قرار گرفته بود که سمبولی از قدرت و موفقیت بود!
باغ های کاخ ورسای
این باغ ها بوسیله ی آندره لونوتر بین سالهای 1662 تا 1700 ساخته شد و به عنوان یکی از بهترین و کاملترین نمونه های باغ سازی سبک فرانسوی به شمار میرود. باغ های ورسای به عنوان بزرگترین باغ ها در اروپا با مساحتی در حدود 15000 هکتار بوده که در محور شرقی-غربی و متناسب با جهت حرکت خورشید پیادهسازی شده به این شکل که خورشید از سمت دیوان افتخار (Court of Honor) طلوع کرده و دیوان مرمری را روشن کرده و از شاتو یا کاخ عبور کرده و اتاق خواب لویی چهاردهم را روشن می کند و در کانال بزرگ غروب کرده و نورش در آینه های تالار آینه منعکس می شود. سمبول مرکزی این باغ خورشید است و در مجسمه ی آپولو در فواره ی مرکزی باغ به نمایش آمده است. خورشید نماد پادشاه لویی چهاردهم بوده است.
حملات فرانسه به ایتالیا در اواخر قرن 16 ام و اوایل قرن 17 ام میلادی، باعث شد تا فرانسوی ها با اصطلاح “باغ ایتالیایی” آشنا بشن. اولین باغ هماهنگ با فضای یک خونه در کاخ آنه (1547-1556) بهوجود اومد و به وسیله ی معماری به نام فیلیبرت دلورمه طراحی شد. اما علیرغم پختگی و زیبایی باغ، همچنان به شکلی درون نگر و بدون پذیرش ایده های جدید باقی موند، به خصوص در باغ های قرون وسطایی.
اولین نشونه ی بسط حساب شده ی دید و طولانی تر کردن آن فراتر از باغ به شکل خوبی در زمین های دمپیر دیده شد. خندقی که در ابتدا دور تا دور قلعه های فرانسوی کشیده شده بود تبدیل به بدنه های آبی تزئیینی در یک جهت و یک کانال تزئینی در طرف دیگر شده بود. هر دو جنبه های طراحی باغ های جدید- در هماهنگی با خونه و بسط و توسعه در جهت محور مرکزی – در کاخ ریچلیو(1631) و بعدها در وو ل ویکومت(1661)که کاخ نیکولاس فوکه وزیر مالی بود؛ به طور همزمان به کار بسته شد.در هنگام سقوط فوکه در اواسط قرن هفدهم، تیم طراحان او – که شامل طراح منظر معروف آندره لونوتر بودند- به دست لویی چهاردهم افتادند و باغ های ورسای شروع به ساخته شدن کرد. نسخه ی فرانسوی باغ ایتالیایی در دشت شمال فرانسه بهوجود اومد که تا حد زیادی متاثر از ویژگی زمین های اونجا بود. تپه های شیب دار که بوسیله ی پله ها به هم وصل شده بودند که ویلای استه و خیلی دیگر رو شکل داده بودند و در فرانسه فقط در Saint-Germain-en-Laye غالب بوده. جایی که فضاهای شیب دار این اجازه را به اون ها میداد. در فضاهای دیگه، به خاطر سلیقه ی ویژه ی لویی چهاردهم که به دنبال فضاهایی با مقیاس های بزرگ و عظیم بوسیله ی یک روش بسط خاص محقق میشد: توسعه ی محوری همراستا با دنیای اطراف. باغ قرن هفدهم فرانسوی، که تجلی از علاقه ی باروک بود؛ نیازمند عناصر متعددی همچون مناظر نامحدود بود و به وسیله ی فواره ها، پارتیرها (باغچه های طراحی شده ی کوچک) و باغ های کوچک که بوسیله ی توده های متراکم درختی جنگل مانند مرتب میشد که محور مرکزی را به سمت کناره ها توسعه میداد. این باغ های مخفی جانشین giardini segreti باغ های ایتالیایی بودند اما عملکردی متفاوت داشتند. آن ها به عنوان مکانهایی برای تفکر اشخاص یا گفتگوهای صمیمی نبود که مورد استفاده قرار نگرفتند بلکه بعنوان فضایی برای اجراهای نمایشی تئاتر مورد استفاده قرار گرفتند. به طور بارزی فرانسه روش پیچیده و متحدشونده ی از باغ های بخش شده هست که در فرم ایتالیایی در اشکال مختلفی ساخته میشد. این باغ های بخش گاهی طرح های اسلیمی داشتند و گاهی بوسیله ی پرچین ها و گل ها طراحی میشدند اما اغلب بوسیله ی سنگها و ماسه های رنگی ایجاد میشدند. ایرانی ها طرح باغ های خود را از باغ ها بر روی فرشها پیادهسازی می کردند و به داخل خانه های خود میبردند اما در باغ های فرانسوی برعکس بود و باغ های خود رو شبیه فرش ها در فضای بیرونی طراحی می کردند. در باغ فرانسوی روش های موجود در باغ های ایتالیایی توسعه پیدا کرد و به کار گرفته شد. غالبیت فرهنگی فرانسه در اروپا در اوایل قرن 18 ام باعث شد تا سبک باغ سازی ورسای به عنوان مدلی جهانی برای ساخت باغ های سلطنتی باشه. حتی در ناپلس، جایی که باغ های Poggio Reale شگفتی فرانسویان را بعد از حمله به آنجا و دیدن این باغ ها در اواخر قرن 15 ام برانگیخته بود، متاثر از طراحی باغ های ورسای به تغییر طراحی و توسعه ی محوری باغها پرداختند یا حتی در روسیه هم این تغییرات مشاهده شد.
در اتریش و آلمان نیز این سبک باغ سازی مورد اجرا قرار گرفت. همچنین در هلند، مثال باغ فرانسوی به شکلی جذاب و با توحه به شرایط محلی تنوع ویژه ای را به این سبک باغ سازی داد و اجرا شد. چونکه کانال های آب در هلند مسیرهای پر رفت و آمدی بودند، باغ ها را به کناره ها توسعه دادند به جای اینکه در محور مرکزی قرار بدن.
باغ هایی که در هلند طراحی شدند لوکس نبودند، آب خیلی کمتر به نسبت مناطق خشکتر مورد استفاده قرار گرفت. علاوه بر این، فواره ها کمتر رایج بودند چونکه نبود زمین های مرتفع نیازمند وجود موتورهای الکتریکی بود. بخاطر اینکه سنگ کمیاب بود، تراس ها بوسیله ی کلوخ های چمنی به جای دیوارهای نگه دارنده مورد استفاده قرار میگرفتند و مجسمه ها اغلب از سرب ساخته شده بودند.
یکی دیگه از ویژگی های باغ های فرانسوی که در هلند اجرا شدند؛ استفاده از مجسمه های گیاهی و توپیاری شده بود. درختان و درختچه ها را به شکلی که می خواستند رشد میداند و به فرم ویژه ای شاخ و برگهای اون ها رو می چیدند و به شکل مجسمه های گیاهی و با شکل های تزینی و بسیار زیبایی در می آوردند. شرایط اجتماعی توسعه ی باغ های هندسی رو برای منظر انسان ساخت موجود در هلند راحت میکرد. در اسپانیا، خشکی اقلیم در کنار تحت تاثیر بودن از فرهنگ های اسلامی، باغ های پاسیویی رو موندگار کرد. فضایی در هوای آزاد همراه با سایبان در سنت قدیمی یونانی.